تو را ای گل کماکان دوست دارم 

 به قدر ابر و باران دوست دارم

کجا باشی کجاباشم مهم نیست 

 تو را تا زنده هستم دوست دارم

 

 

"از این به بعد پست ها رمزدار میشه.رمز رو فقط خدمت دوستانی میدم که میشناسمشون."

آزمایش غربالگری و سونوی NT

 

6 بهمن به خاطر اولین بار رفتیم مطب دکتر میر اسماعیلی توی کلینیک بیمارستان آتیه  .ایشون دکتر بسیار خوب-صبور-کاردان و مهربانی  هستند . از اون دکترایی که من خیلی می پسندم و کلی برای مریضش همه جوره وقت میذاره .بعد از اینکه پروندم رو دید وزن و فشارم رو گرفت .که وزن و فشارم تغییری نکرده بود .دکتر از فشارم خیلی راضی بود  ولی من همونطور که گفتم به خاطر بالا نرفتن وزنم نگران بودم که دکتر گفت 3 ماه اول بعضی مادرها حتی وزن هم کم می کنند و این خیلی طبیعیه . بعدش هم یک سری آزمایشات برای 3 ماهه اول (مثل البومین – قند – ایدز – هپاتیت – آهن – ایمنی بدن مادر و در کل چکاپ کامل مادر وتشخیص بر خوب بودن )برام نوشت .هم چنین نظرمون رو راجع به آزمایشات غربالگری و سونوگرافی nt  پرسید . ما تمایلمون رو برای انجام این آزمایشات نشون دادیم . او گفت 2 مدل از این آزمایش وجود داره یکی که جواب 70% درسته و توی ایران بررسی میشه و دیگری 90% درسته و ازمایش برای بررسی به المان فرستاده میشه .ما دومی رو انجام دادیم .دکتر قرص اسید فولیک و مولتی ویتامین برام گرفت .

7 بهمن برای آزمایش غربالگری با توجه به پیشنهاد دکتر به آزمایشگاه بیمارستان پارس رفتیم .برای آزمایش باید ناشتا باشم ما ساعت 10 اونجا بودیم . اول آزمایش خون رو برای چکاپ مادر و هم چنین غربالگری انجام دادیم .وقت سونوگرافی ساعت 2.5 بود به خاطر همین مجبور شدیم تهران وایسیم .تا 12 کار آزمایش تموم شد بعد برای ناهار رفتیم کباب بناب تو ملاصدرا .خیلی کبابش عالی بو ولی حیف من وسطش حالم بد شد ونتونستم غذام رو تا اخر بخورم . بعد از کمی دور زدن رفتیم سمت بلوار کشاورز و کلی دنبال جای پارک گشتیم  بعدش رفتیم داخل و خیلی زود نوبتمون شد .

دکتر NB یعنی طول تیغه بینی رو 2.3 و NT یعنی ضخامت لایه پشت گردن جنین رو 1.5 نوشت و بهمون گفت نی نی عزیزمون 6 سانته .من اصلا باورم نمیشد یک موجود به اون کوچیکی دست و پا و تقریبا همه چیز داشته باشه .واققا اونجا بود که باید با خودت می گفتی : " فتبارک الله الاحسن الخالقین " چون توی اون سونو با تموم وجودت میتونستی خلقت خدا رو احساس کنی .بعد از این کارا من از دکتر خواستم تا جنسیتت رو بهمون بگه  ولی هر چی من اصرار میکردم اون انکار میکرد و میگفت خیلی زوده اصلا نمیشه  اما مگه من دست بردار بودم !!! انقدر گفتم و اصرار کردم و گفتم حالا حدسی بگین بیچاره مونده بود و آخر گفت احتمالا دختره .من انقدر هر جا رفتم و هر کی منو دید گفت نی نیت پسره اصلا باورم نمیشد  فقط نگاه دکتره میکردم . ولی انقدر از این موضوع خوشحال شده بودم  که نگو چون همش با خودم می گفتم دخملمه پس بعدا مونس و خواهرم میشه .البته امکان اشتباه هم وجود داره چون من تو هفته 13 بودم و به قول دکتر خیلی زود بود . ولی با تموم این حرفا امیدوترم هر چی هستی سالم و سلامت باشی چون برای پدر و مادر فرقی نمیکنه بچه شون چی باشه واقعا هر چی خدا بده عزیزه در مورد جیگر طلای ماهم هر چی خدا صلاح ببینه خیره .

با توجه به سونوگرافی :

4/11/89 پایان 12 هفتگی

10/11/89 پایان 3 ماهگی

11/11/89 پایان 13 هفتگی

18/11/89 پایان 14 هفتگی

25/11/89 پایان 15 هفتگی

3