روشا ساداتروشا سادات، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 29 روز سن داره

✿✿روشا هدیه آسمانی✿✿

روشا در فرودگاه

  عزیزم مامانی جون 29 فروردین به سمت مدینه پرواز داشت و ما سه تا برای بدرقشون ررفته بودیم فرودگاه.   خوش به سعادتش. اونجا همش یاد فر خودم افتاده بودم چون دقیقا 3 سال پیش همین رو من و بابا مکه بودیم.   ولی یه چیزی که خیلی ناراحتم می کرد این بود که وقتی جلوی ترمینال شماره 1 ایستاده بویم همش جای خالی بابای نازنینم رو احساس می کردم که اون سال با چه ذوق و شوقی با مامانی ما رو تا دم گیت همراهی کردند.   همش دوست داشتم منم با بابا مهدی اونا رو بدرقه کنم ولی دست تقدیر بهم این اجازه رو نداد و پدر عزیزم به خواب ابدی فرو رفت.   تو فرودگاه خیلی جلوی خودم رو گرفتم که اشکم سرازیر نشه. تنه...
1 ارديبهشت 1391

عیدی های سال 91

در ابتدا از همه ی عزیزانی که به دختر گلم عیدی و دشت لای قرآنی دادندد تشکر می کنم امیدوارم روزی بتوانم جبران همه ی خوبی ها و محبت هایتای را بنمایم .   با تشکر مامان روشا گلی   بابا و مامان ..........................این دستبند کفشدوزکی   بابایی ................................50.000 تومان مامانی................................10.000 تومان مامانی جون...........................این آویز خوشگل و زنجیرش   عمه فاطی و عمو بهرام.......................20.000 تومان و تی شرت عمو محمد و خاله سمانه........................20.000 تومان   ...
1 ارديبهشت 1391

سفرنامه نوروزی اصفهان-3

سومین رروزی که اصفهان بودیم (٢/١/٩١)بسیار آدمای فعال و گردشگری شده بودیم .طوریکه بیشتر جاهای دیدنی اصفان رو رفتیم. از حمام علیقلی آقا گرفته تا کلیسای وانک و سی و سه پل و عمارت هشت بهشت. شما هم که اون روز به خاطر خودت و مدل موهات یه عالم طرفدار پیدا کرده بودی. روشای عزیز و دوست داشتنی قبل از خروج از اتاق : اولین جایی که رفتیم کلیسای وانک بود که امکان عکسبرداری از داخل کلیسا و موزه اون وجود نداشت در نتیجه چند تا عکس تو محوطه انداختیم . این عکسا داخل کلیساست که از سایت گرفتم :      بقیه رو در ادامه مطلب ببینید. ...
26 فروردين 1391

به خانه برمی گردیم

روز جمعه برگشتیم کرج و من بدم بدو مشغول باز کردن ساک های اصفهان و بستن ساک های شاهرود شددم . چون ما می خواستیم دوشنبه با بابایی اینا بریم شاهرود. روز شنبه هم مشغول درست کردن شام و ناهار شدم و بابایی و مامانی شنبه اومدن خونمون. یکشنبه هم عمه فاطی و عمه فائزه اینا اومدن پیشمون و شام به دعوت مامان جون همه رفتیم بیرون. به من که خیلی خوش گذشت فقط شما به خاطر موسیقی زنده بد خواب شدی و یه کم اذیت کردی.         ...
16 فروردين 1391

سفرنامه نوروزی اصفهان-4

یک روز مونده به برگشتنمون رفتیم پل خواجو و باغ گلها. یه عالم عکس خوشگل ازت گرفتیم .من که عاشق تک تکشونم .الهی قرببون خودتو ژستات بشم. اینم از دختر خوشگلم در باغ گل ها : برای دیدن عکسها به ادامه مطلب بروید .     من نمیدونم مگه شما تا حالا باباتو ندیدی که اینطورری نگاهش می کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تو این عکس روشا و بابا مهدی داشتن می رفتن من پشت سرشون بودم که این صحنه رو دیدم :   ...
16 فروردين 1391

سفرنامه نوروزی اصفهان-2

روز دوم در اصفهان یعنی اول فروردین 91 قبل از تحویل سال تو هتل یه عالم عکسو فیلم گرفتیم .چند تا رو به عنوان نمونه میذارم:   بعد از تحویل سال و خوردن صبحانه شروع کردیم به تلفن زدن به بقیه برای تبریک عید. نفس مامان و باببا که از صبح زود بیدار شده بود دیگه خوابش برد و تو هتل پیش مامانن جونی موند .من و بابا هم رفتیم باغ پرندگان : غروب هم همگی رفتیم منار جنبان .هوا یه کم سرد بود. ببین تو رو خدا چه جوری داری بابا مهدی رو نگاه می کنی؟   ...
16 فروردين 1391

سفرنامه نوروزی اصفهان-1

ما روز یکشنبه ٢٩ اسفند به سمت اصفهان حرکت کردیم و جمعه ٤ فروردین برگشتیم .  هوا نسبتا خوب بود ولی باد شدیدی می اومد.  دختر نازنینم تو این سفر اصلا اذیت نکرد و همه چیزخوب و عالی بود .خیلی هم بهمون خوش گذشت . روز اول بعد از خوردن صبحانه رفتیم میدان نقش جهان .اونجا کلی خرید کردیم (که بیشتر وقتمون رو گرفت .ولی خوشحالم که خودت یه خانمی و بعدا منو درک می کنی و میبینی چه کیفی میده!!!!!!!!!!!!!!) . اونجا سوار درشکه شدیم. بعد از ناهار رفتیم عالی قاپو که شما عروسک گلم خواب بودی. بعدشم استراحت و شام و مرکز خرید و... پایان روز اول   عکسای فبل رفتن در روز یکشنبه ٢٨/١٢/٩٠ : &...
16 فروردين 1391