اولین سونوگرافی
30 آذر یعنی شب یلدا بود که برای اولین بار رفتیم سونوگرافی و زیباترین هدیه خداوند رو که عزیزترین فرد تو زندگیمون بود دیدیم ![]()
.
من از دکتر نخواستم که صدای قلبت رو برامون بذاره چون شنیده بودم تو این سن برای جنین ضرر داره . 
اون شب به همه خبر دادیم که خدا قراره برامون یه مهمون کوچولو بفرسته همه کلی خوشحال شدن .

بابایی اینا – عمو محمد و عمه فاطی . طبق چیزی که سونو نشون میداد شما 1 سانت بودی و احتمالا 17 یا 18 مرداد به دنیا میای . وای اصلا نمیتونم احساسم رو توصیف کنم از این که یک موجود کوچک که ثمره عشق من و باباست داره تو وجودم رشد میکنه خیلی هیجان انگیزه بابا مهدی هم از شدت خوشحالی سر از پا نمی شناخت و معلوم بود چه قدر احساساتی شده . ولی حیف با وجود تکون خوردنت احساس کردنش خیلی زوده . ![]()
هفته های بارداری بر اساس سونوگرافی اینجوری بوده :
17/8/89 پایان 1 هفتگی
24/8/89 پایان 2 هفتگی
1/9/89 پایان 3 هفتگی
8/9/89 پایان 4 هفتگی
10/9/89 پایان 1 ماهگی
15/9/89 پایان 5 هفتگی
22/9/89 پایان 6 هفتگی
29/9/89 پایان 7 هفتگی

بعد از سونوگرافی با بابا مهدی رفتیم رستوران آریا تو جهانشهر و شام رو اونجا خوردیم . خیلی جای ترو تمیز و شیکی بود.انشااله بعدا با نی نی جونم هم میریم .![]()


اولین سونوگرافی 